<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سائل خرابات</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com</link>
<description>شخصی (و قرآنی اجتماعی ادبی )</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 12 Feb 2014 05:52:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>شنیدی رهبر چه گفته؟!</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/73</link>
<description>امروز صبح دو نفر از مؤمنان اهل علم شهرم را سوار کردم تا جایی نزدیک مقصدشان برسانم و به مقصود برسم. ناگهان گفتم: دوستان! سخنان رهبری را دنبال میکنید؟! یکیشان فرمود: از اخبار میشنویم. گفتم: کافی نیست. فایده ندارد. مشروحش را باید بخوانید. باید ریز تا درشت مواضع رهبری و مرجع صحبتهایشان را در جریان بود... ادامه دادم: رهبری در سخنرانی اخیرش (درجمع فرماندهان نیروی هوایی) ریز تا درشت مواضع آقای دکتر را پنبه کرد.</description>
<pubDate>Wed, 12 Feb 2014 05:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/73</guid>
</item>
<item>
<title>داستان ما و کدخدایی که نمی خواست فرفره بسازیم!</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/72</link>
<description>ما فرفره نداشتیم. بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند. مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد. ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای آقابزرگ گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!» از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود در دهکده ما می‌پیچید. خبر که به گوش کدخدا رسید، داغ کرد.... به ادامه مطلب بروید</description>
<pubDate>Sat, 08 Feb 2014 06:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/72</guid>
</item>
<item>
<title>برف آسمان و سبد زمین!</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/71</link>
<description>امروز برف زیبایی بر زمین نشسته و یادآور روزی دهنده انسانهاست. ریزش روزی از آسمان تنها به دست خداست و ما انسانها به جای شکر خدای رازق و خالق و ایمان به گفته های او، روزی خود را از دست و زبان اغیار میجوئیم، همان اغیاری که روزگاری به نام خدایان دروغین پرستش شده یا واسطه در پرستش آنها میشدند. از این حرفها بگذریم، یک خبر خوش برای آدمهای دلخوش دارم و آن توزیع «رایگان» سبد کالای دولت برای مستضعفان و کم درآمدان و فقیران و دهکهای پائین و اقشار محروم جامعه است.</description>
<pubDate>Sun, 02 Feb 2014 05:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/71</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط با عالم غیب! چرا و چگونه؟</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/70</link>
<description>در طول تاریخ انسان ها همیشه، نیازمند به ارتباط با عالم غیب بودند و این چیزی بود که همیشه برای انسان ها وجود داشته است. چرا؟ برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید (این متن پیاده شده سخنان استاد علی صبوحی در مؤسسه آل یس تهران است)</description>
<pubDate>Mon, 27 Jan 2014 04:28:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/70</guid>
</item>
<item>
<title>برای حفظ تو...</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/69</link>
<description>جهان نیوز - سرویس فرهنگی: داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟ بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود. پرسیدم: با منی؟ گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟ تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی</description>
<pubDate>Fri, 17 Jan 2014 14:06:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/69</guid>
</item>
<item>
<title>کلام سردار دلیر اسلام، شیر بیشه ایران</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/68</link>
<description>ایشان (منظور عمار در جریان جنگ صفین است) دید یک عده‌‌‌‌اى دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى کرد . یکى از حرفهاى او در این سخنرانى این بود که گفت: این پرچمى که شما در جبهه‌‌‌‌ى مقابل مى‌‌‌‌بینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم – پرچم بنى امیه – زیر این پرچم، همان کسانى آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛</description>
<pubDate>Sun, 29 Dec 2013 05:18:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/68</guid>
</item>
<item>
<title>ویروس</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/67</link>
<description>پیش از هر چیز از اینکه دعا فرمودید تا دوباره بنویسم متشکرم دیروز صبح کلاس رایانه داشتیم استاد گفت: امنیت اطلاعات و حتی سخت افزار خود را هیچ وقت نمیتوانید صد در صد تأمین کنید. گفت که: به همین دلیل سعی کنید تا هیچگاه اطلاعات خصوصی مثل عکس و فیلم و ... حتی تولید هم نکنید. استاد رایانه گفت ویروس ها و نرم افزارهای ضد امنیتی بسیاری هستند که به راحتی اطلاعات سالها پیشتان را نیز بازیابی میکنند. به راحتی اطلاعات رایانه شما را برداشته و برای فرد دیگری میفرستند.</description>
<pubDate>Wed, 11 Dec 2013 05:06:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/67</guid>
</item>
<item>
<title>موعظه سر قبر</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/66</link>
<description>إنا لله و إنا الیه راجعون پیرمرد جوان، خادم قرآن، دوستم، رفیقم، پدر استادم، حاج مهدی صبوحی طسوجی روز سه شنبه به خاک سپرده شد. باید بودید و میدید که استاد عزیزم، برای پدر بزرگوارش چه میکرد! بهترین و جانسوزترین تشییع و خاکسپاری را دیروز دیدم. پسر درون قبر رفت و در تنگنای آن خوابید. با سر و روی خاکی بالا آمد و فریاد زد: مردم، من در این قبر خوابیدم. والله تنگ است. آخر خط اینجاست. بیایید بیدار شویم. کفر و نفاق و شرک را کنار بگذاریم.</description>
<pubDate>Wed, 14 Aug 2013 05:09:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/66</guid>
</item>
<item>
<title>اخلاق در رمضان از زبان استاد مطهری!</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/65</link>
<description>داستان زیر از مجموعه آثار استاد مطهری نقل میشود، تا کمی موجبات سرور فراهم گردد: منبع: مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏22، ص: 589 آ قاى مزيّنى مى‏گفتند: اوايلى بود كه ما در اداره استخدام شده بوديم. ماه رمضان بود. صبح كه به اداره رفتيم، يكى از همكارانم گفت: من اخلاق بدى دارم، وقتى روزه مى‏گيرم خيلى عصبانى مى‏شوم و حال خودم را نمى‏فهمم، ممكن است حرفى بزنم كه شما ناراحت شويد. خ لاصه چون روزه هستم و حالم اين‏طور است ببخشيد.</description>
<pubDate>Sat, 20 Jul 2013 14:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/65</guid>
</item>
<item>
<title>یازده پیام انتخابات یازدهم</title>
<link>https://abdolghadir.blogfa.com/post/64</link>
<description>یازده پیام انتخابات یازدهم انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 پیام های زیادی داشت. برای ما و شما و آنها! برای همه سلایق و احزاب، برای عالم و عامی برای داخل و خارج. اگر چه بنده به آقای روحانی رأی ندادم و ایشان را اصلح نمیدانستم و نمیدانم ولی خیلی هم از پیروزی ایشان ناراحت نیستم و حتی به قول یکی از دوستان، یک چشمم اشک و چشم دیگرم لبخند دارد و به قول خودم؛ از بسیاری جهات خوب هم شد که ایشان رأی آورد. این خوب و بدها و این اشک و لبخندها را در پیام های زیر میخوانید:</description>
<pubDate>Sun, 16 Jun 2013 21:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>abdolghadir</dc:creator>
<guid>abdolghadir.blogfa.com/post/64</guid>
</item>
</channel>
</rss>
