بازار شام و بازار شکر!
بنده که گفتم:تخفیف بده. فروشنده رو به شاگردش کرد و گفت : اون ماشین حساب رو بده. چرتکه دیجیتالش رو گرفت و خواست ۳ یا ۴ در صدی خواست تخفیف بدهد که ژیش دستی کردم و...
ماشین حساب رو از دستش گرفتم و کنار گذاشتم و گفتم : این بازی ها چیه!؟ (البته نگفتم که گاهی سود اجناسشان از ۳۰ تا ۳۰۰ در صد است) گفتم: حالا تخفیف بده!
طرف خندید و گفت: شما که وضعت خوبه، پول تو حساب شماهاست. فردا آیت الله میشین وضعتون فلان جور میشه و ... گفت و گفت و گفت ........که دیگه طاقت نیاوردم و من هم گفتم: گفتم با انصاف! همه رو به یک چشم نبین، ... (تو دلم از تصوری که از آیات عظام و ساده زیست داشت غصه می خوردم، آیاتی همچون بهجت و جوادی و حسن زاده و نوری و مکارم و سبحانی و ... که مجال ذکرشان نیست)
خلاصه از اوضاع ناچیز مالی ام برایش توضیح دادم و گفتم راه پول در آوردن برای من کم نیست، اما هدفم فقط پول نیست.(یعنی شاید بخشی از هدفم پول باشد اما همه اش نیست) ... بگذریم...
راستش رو بخواهید اصلا از اینکه اوضاع مالیم رو بد نشون بدم خوشم نمیاد. همیشه خدا رو شکر میکنم که اگه فعلا پول ندارم ماشین بخرم ولی پول دارم که کرایه ماشین بدم. خدا رو شکر که من و خانوادم سالم هستیم و محتاج کسی نیستیم. خدا رو شکر کردن خیلی سخته به این راحتی ها هم که ما می گیم نیست. منم که میگم شاید ۹۰ درصدش فقط حرف باشه . اما در عمل، کفران نعمت می کنم. شکر نعمت یعنی اینکه از نعمت های خدا در همون راهی که خودش خواسته استفاده کنیم. شکر نعمت یعنی:
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرينَ (زمر/66)
یعنی فقط خدا را بپرست و از سپاسگذاران باش. فقط خدا را پرستیدن در زبان راحت است در عمل ابراهیم می خواهد و نوح! : ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً (اسراء/3)
[اِى] فرزندانِ كسانى كه [آنان را در كشتى] با نوح حمل کردیم. راستى كه نوح بندهاى سپاسگزار بود.
خلاصه اینکه بازار شام شلوغ بود ولی بازار شکر خلوت!
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ (نمل/73)
و راستى که فضل و بخشش پروردگارت بر مردم بسیار است، ولى بسیاری از مردم شکر نمی کنند: هر دو بسیارند اما این کجا و آن کجا؟!
يادباد آن كه خرابات نشين بودم ومست