یکی از اساتیدم که خیلی دوستش دارم و هر وقت به یادش می افتم دعایش میکنم و البته تقریبا اکثر روزهای هفته هم توفیق زیارتش را دارم، محبت و گرمای عجیبی در دلم ایجاد کرده است...

از ابتدای ورودم به حوزه علمیه، اهل بوسیدن دست و عبای اساتید نبودم و الآن هم نیستم! شاید به خاطر کم رویی ام باشد! اما چند روز پیش از ته دل، شوق بوسیدن دست های این استاد (1) بزرگوار و عزیز را داشتم...

خدایا! همنشینی با انسان های خوب را نصیبم کن.


(1) لازم به ذکر است که این استاد حداکثر 35 سال دارد. ظاهرش هم خیلی علمایی نیست (یعنی ملاک هایی که خیلی ها بدون شناخت درست، مرید شخص میشوند - مثل محاسن سفید و بلند و شال سبز و چهره سفید و کلاه سیاه و تسبیح دائمی و انگشتر حیرت انگیز و امثال ذلک- را ندارد. سواد و صمیمیت و سادگی و ... دارد)