خیلی وقته که میخوام مطالبی چند بنویسم، اما فرصت نشد و گذشت. به طور اجمال به موضوعات اون ها اشاره میکنم تا بعدها یادم نرود که این مسائل روزی جزء دغدغه هایم بوده اند:

چندی پیش که آیت الله مجتبی تهرانی از اساتید اخلاق به دیار باقی سفر کردند، رسانه ها به یک نکته خیلی اشاره میکردند و در بیان زهد و تقوای ایشان میگفتند که ایشان در طول حیات خویش هیچ پست سیاسی و کشوری را نپذیرفتند!

و از این نکته این نتیجه را میگرفتند که ببینید: چقدر انسان دنیاگریزی بوده و پست های سیاسی را نگاه هم نمیکرده است.

اما مگر خود رهبری در دیداری که سال 89 در قم با روحانیون داشتند، نفرموده بودند که تقسیم آخوند به دو نوع حکومتی و غیر حکومتی از دسیسه های دشمن است. مگر نفرموده بودند که اگر کسی از روحانیون احساس وظیفه کرد و دید که در مسائل کشور برای اصلاح و تغییر مفید است باید وارد شود.

بنده قصدم تخطئه استاد اخلاق تهرانی نیست،       قصدم اصلاح این ذهنیت است:

اینکه هر روحانی یا مرجعی را که در گوشه ای نشسته و خود را از معرکه مسائل دور کرده و به قول عزیزی خودش را در حاشیه امنی قرار داده و با حرف هایش پی در پی دیگران را ابطال یا تکفیر میکند پس او آدم زاهدی است و آن آخوندی که مسئولیت یا مقامی در کشور دارد دنیا طلب است!

هر دوی اینها بد است: هم دنیا طلبی و هم مسئولیت گریزی و عافیت طلبی اینگونه ای!

اگر حرفم غلط باشد پس سیره پیامبر و امیر مؤمنان و سایر ائمه اطهار را چه کنیم؟! که در رأس حکومت و مقام های سیاسی قرار داشتند. تا کی باید در گوشه ای بنشینیم و دشمنان یگانه پرستی، در غیاب ما هر کار که دلشان خواست بکنند!!!!

ضمنا برای اثبات نیت خیرم و البته شادی روح علمای عامل از جمله حضرت آیت الله مجتبی تهرانی صلوات