یازده پیام انتخابات یازدهم
یازده پیام انتخابات یازدهم
انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 پیام های زیادی داشت. برای ما و شما و آنها! برای همه سلایق و احزاب، برای عالم و عامی برای داخل و خارج.
اگر چه بنده به آقای روحانی رأی ندادم و ایشان را اصلح نمیدانستم و نمیدانم ولی خیلی هم از پیروزی ایشان ناراحت نیستم و حتی به قول یکی از دوستان، یک چشمم اشک و چشم دیگرم لبخند دارد و به قول خودم؛ از بسیاری جهات خوب هم شد که ایشان رأی آورد. این خوب و بدها و این اشک و لبخندها را در پیام های زیر میخوانید:
پیام اول: جناب آقای روحانی از طیف کارگزاران محافظه کاری که اخیرا به جریان اصلاح طلبی تبدیل شده اند و به عبارتی اصلاح طلبی در روح آنها رسوخ کرده است، رأی آورد، ولی هیچ اعتراض و تشنج و اغتشاشی روی نداد. این در حالیست که در سال 88 احتمال و امکان تقلب بسیار کمتر از این دوره بود و در این دوره میشد با تقلیل 300هزار رأی از ایشان و حتی راههای بی دردسر دیگر انتخابات به دور دوم کشیده شود و زمینه برای نتیجه ای دیگر آماده گردد. اینکه این انتخابات با آرامش در گذر است، نشان از دو فرهنگ متفاوت روشنفکری و نقطه مقابل آن دارد.
در سال 88 جامعه به خاطر جمود فکری و استبداد و خودرأیی و قدرت طلبی جماعتی موسوم به روشنفکری و دموکراسی، هزینه زیادی پرداخت. هزینه هایی سنگین از جهت مال و جان و امنیت مردم. تا جایی که دشمنان همین نقشه شوم امروزشان در سوریه را برای ایران آن روز کشیده و به اجرای آن دل بسته بودند. با این تفاوت که ایران سوریه نبوده و نیست.
در چند دهه پس از انقلاب بیشترین خودرأیی و هنجار شکنی و طغیان اجتماعی از جانب جماعت موسوم به اصلاح طلبان و جریان مدعی روشنفکری روی داد. فتنه 88 و تحصن نمایندگان مجلس ششم نماد این رفتارها است.
پیام دوم: اینکه محافظه کاری بهترین راه برای پیروزی و سوارکاری در عرصه سیاست است. روشی که روحانی را با موفقیت تا نامزدی این دوره پیش آورد.
پیام سوم: اینکه همیشه نیاز نیست که صادق و صریح صحبت کرد. میتوان برای رسیدن به اهداف از روش های دیگری همچون کلی گویی، بیان نقاط مثبت و پنهان سوابق سوء و حتی زرورق پوشیدن به خطاهای گذشته استفاده کرد. مثل بحث تعلیق و تعطیل فعالیت هسته ای در مناظره سیاسی و تعطیلی کفش ملی در مناظره اقتصادی.
پیام چهارم: اینکه بهترین و راحت ترین راه برای رسیدن به پله بالاتر، پا گذاشتن روی رقیب و تخریب دیگران است. کسی که بار همه این نامزدها را به دوش کشید رئیس جمهور ششم بود تا با لگدمال شدن زیر گامهای سترگ چند نامزد، پلی بشود برای پیروزی یکی از آنها.
پیام پنجم: اینکه غربی ها بفهمند و البته فهمیدند که تحریم و فشار اقتصادی بهترین راه أثرگذاری بر رفتارهای سیاسی مردم است. اینکه غربیها میتوانند با اخم و فشارهای بیشتر، انفعال و امتیاز بیشتری هم از مردم ما بگیرند. اینکه «اقتصاد» و «رفاه» در هر شرایط و موقعیتی جامعه اسلامی و انقلابی ما حرف اول را میزند و ارزش های سه دهه قبل برای مردمی بود که چشم و گوششان باز نبود و ماهواره ای برای اطلاع رسانی و شفاف سازی مردم وجود نداشت. اینکه اگر تحریم و فقیر شویم کافر میشویم و به خاطر حفظ دینمان، میخواهیم با کفار ارتباط داشته باشیم و آقایی شان را میپذیریم تا فقر نباشیم و در نهایت دینمان را از دست ندهیم!!!
پیام ششم: اینکه کار اصولگرایان با ائتلاف و نامزد واحد هم درست نمیشود و باید به جای بحث بر سر حزب و نامزد، فکر دیگری کرد. مشکل ریشه دوانده و تفکر و رفتار اجتماعی مردم دگرگون شده است. خطاهای اصولگرایان و جریان مدعی دینداری کمتر از رقیبش نبوده است.
پیام هفتم: اینکه چوب خدا صدا ندارد و راست گرایان و مدعیان ولایت مداری بفهمند با چوب دشمن نمیتوان بر سر به اصطلاح «منحرف!» زد. همان کسانی که در چهار سال اخیر، بازی اصلاح طلبان و طیف هاشمی را خوردند و جدول دشمنان غربی را تکمیل کردند و همچون مقلدی کورکورانه به احمدی نژاد تاختند و گاهی بیشتر و محکمتر از رقبای ضد انقلاب او را زدند. به قول شاعر: از مکافات عمل غافل مشو!
اطرافیان خاتمی با تمام انحرافاتی که وی داشت و دارد، او را به پشتوانه رأی مردمی اش نه زدند و نه تخریب کردند، بلکه چنان وی را حفظ کردند و با افتخار از او یاد میکنند که رئیس جمهور جدیدمان با افتخار تمام از شاگردی وی سخن میگوید. اما اطرافیان احمدی نژاد به خاطر چهار تا ضعف او چنان غضبناک شدند که هر چه رهبری عزیز، داد و فریاد کرد نتوانست مانع حمله دوستان احمدی نژاد به وی گردد. گیرم که پشتوانه رأی مردمی هم نداشت!
پیام هشتم: به برخی از علما، مراجع و نهادهای با بصیرت حوزوی همچون جامعه مدرسین است که انصافا به خوبی برای مردم از همان سال 88 روشنگری کردند و مرزها را به خوبی تبیین نمودند تا اینکه امروز افتخار ریاست جمهوری گزینه ای مطلوب را پیدا کرده ایم!
پیام نهم: اینکه مخالف گروه مدعی روشنفکری در هر حالی، محکوم به استبداد و جمود است ولی اگر گروه منتقد سیاست های نظام، در هر صورتی چه رأی بیاورد و چه نیاورد، همیشه روشنفکر و آزادی خواه است! «توضیح بیشتر از زبان ده نمکی»
پیام یازدهم: اینکه هر رئیس جمهوری رئیس جمهور نیست! احمدی نژاد وقتی پیروز شد، کسی به او تبریک نگفت، اجازه برگزاری جشن و پخش از رسانه ملی پیدا نکرد، حرفهای دینی و ملی اش حمل بر سخنان کفرآمیز شد، هر حرکتی از وی، با نیت خوانی منفی همراه شد، کسی با او همکاری نکرد و وعده همکاری نداد، متهم به تقلب شد، متهم به دروغگویی شد، حمایت همه جانبه رسم نبود، مصلحت در عدم تقیه و عدم رعایت مصالح بود و... اما روحانی که رئیس جمهور شد، همه تبریک گفتند، جشن گرفتند، رسانه ها پخش کردند، زبانهای مخالف لال شد، حرفهای غلطش، حمل بر صحت شد، هر حرکتش مثبت ارزیابی شد و همه وعده همکاری دادند و دولت هم متهم به تقلب و دروغ نشد.
ظاهرا در کشور ما باید گزینه مورد نظر برخی افراد خاص بالا بیایند و بالا بنشینند تا کشور روی آرامش به خود ببیند وگرنه آن بالانشین ها چنان پرتش میکنند که دیگر بالا نیاید.
خلاصه اینکه این انتخابات پیام های زیادی داشت. با همه این اوصاف ما موظف به یاری رئیس جمهور منتخب و اطاعت از رهبری عزیز هستیم. یاری ما عمل به این روایت پیامبر اعظم (ص) است که فرمود:
يَنْصُرِ الرَّجُلُ أَخاهُ ظالِما أَوْ مَظْلُوما إِنْ كانَ ظالِما فَيَنْهاهُ فَإِنَّهُ لَهُ نُصْرَةٌ وَإِنْ كانَ مَظْلوما فَيَنْصُرُهُ؛
انسان بايد برادر (دينى) خويش را يارى كند چه ظالم باشد چه مظلوم اگر ظالم باشد او را باز دارد كه اين به منزله يارى كردن اوست و اگر مظلوم باشد ياريش كند
نهج الفصاحه، ح 2422
يادباد آن كه خرابات نشين بودم ومست