پیش از هر چیز از اینکه دعا فرمودید تا دوباره بنویسم متشکرم

دیروز صبح کلاس رایانه داشتیم

استاد گفت: امنیت اطلاعات و حتی سخت افزار خود را هیچ وقت نمیتوانید صد در صد تأمین کنید. گفت که: به همین دلیل سعی کنید تا هیچگاه اطلاعات خصوصی مثل عکس و فیلم و ... حتی تولید هم نکنید.

استاد رایانه گفت ویروس ها و نرم افزارهای ضد امنیتی بسیاری هستند که به راحتی اطلاعات سالها پیشتان را نیز بازیابی میکنند.

به راحتی اطلاعات رایانه شما را برداشته و برای فرد دیگری میفرستند.

بعد از کلاس با خودم فکر میکردم: چقدر خنده دار است آنهایی که برای روح انسان هیچ آفتی را بر حذر نمی دارند و حتی ویروسی که ضد امنیت روحی آدمی باشد را به رسمیت نمیشناسند! وقتی میگویی: فلان موسیقی برایت خوب نیست. فلان تصویر دلت را آلوده میکند. فلان سخن فکرت را فاسد میسازدو ... در جواب میگویند: چرا شما مخالف آزادی هستی؟ چرا به دنبال محدود کردن انسانهایی؟!

جالب و خنده آور این است که همین انسان، برای سلامت و امنیت رایانه اش دهها محدودیت و نرم افزار امنیت تعبیه کرده است. هر فلشی را به لب تابش نمیزند. هر برنامه ای را نصب و اجرا نمیکند. هر جایی رهایش نمیکند و...

به جسمش هم که میرسد صدها محدودیت ایجاد میکند. هر چیزی را نمیخورد. هر وقتی اقدام به خوردن نمی کند. هر هفته حداقل یکی دوبار حمام میکند و آلودگیها را میزداید. تا نشانه بیماری در خود میبیند به کارشناس درمان مراجعه میکند و...

اما روح و ابدیت انسانها همیشه مظلوم میمانند. به روح که میرسیم، به خودمان که میرسیم، هر محدودیتی محکوم است و ضد آزادی تلقی میشود. سخن کارشناس روح که همان عالمان روحانی و ربانی اند حمل بر تعصب و تحجر میشود و حتی هر کسی مدعی شناخت کامل عوامل سلامت و امنیت روح انسان میشود. حتی یک ویروس برای روح قبول نداریم مگر پندهای محدود کننده! به هبارتی در نظر برخی هر چه که انسان را محدود میکند، ویروس است و ممنوع. مگر نه اینکه برخی از روانشناسان- البته با احترام به روانشناسان ربانی- در توصیه به مراجعین خود میگویند: محدودیت ها را کنار بزن. زندگی کن. لذتها را تجربه کن. از عقده های جنسی و ... راحت شو. روابط انسانی (به واقع جسمانی) را گسترش بده. عادی سازی کن. سخت نگیر و....

در نگاه آنا، پاکی محکوم است. عفت محدودیت است. حجاب حصار است. دین عقده است و...

این نگاه غلط به این مفاهیم والا و نورانی ناشی از جهل و غفلت و انکار پروردگار است. ناشی از بی فکری و هوسرانی است. با خدا بودن عقده نیست. پاک و عفیف بودن محدودیت نیست. وصل شدن به ارزش هاست. پرواز به ملکوت است و خواستن بی نهایت. اقتدار .و عزت و سربلندی است نه بی مایگی و ذلت ناشی از معاصی.

این انسانیت  انسان است، ابدیت اوست، حقیقت ناتمامش است که مغفول و مورد بی مهری و بی اعتنایی ما بنی بشر واقع شده است.