ارتباط با عالم غیب! چرا و چگونه؟
در طول تاریخ انسان ها همیشه، نیازمند به ارتباط با عالم غیب بودند و این چیزی بود که همیشه برای انسان ها وجود داشته است. چرا؟
اولا چون انسان ها فطرتا این را می دانند (هر چند بعضی ها توجه دارند یا توجه ندارند) و ثانیا این چیزی است که با حواس پنجگانه درک نمی شود. بلکه می دانند در این عالم چیز هایی وجود دارد غیر از آن چیزهایی که با حواس پنجگانه درک می کنیم. حواس پنجگانه یک ابزاری برای ادراک حسی و مادی عالم است؛ یعنی محسوسات با این حواس درک می شود ولی انسان می داند که در این عالم حقائق و واقعیت هایی غیر از محسوسات و مادیات به نام غیب است یعنی آن حقائقی که ما آن را نمی بینیم و نمی شنویم و نمی چشیم و لمس نمی کنیم نمی بوئیم ولی هستند و وجود دارند. شواهدی در وجود انسان تعبیه شده تا این مسئله فطری به فراموشی سپرده نشود، مثل خواب دیدن انسان که شاهدی بر انسان است که او را متوجه می کند که ورای این عالم مادی، عالم غیبی هم است. و در طول تاریخ هم خیلی به ندرت پیش آمده که انسان هایی منکر غیب شوند و همه چیز را محدود در محسوسات کنند. سوفسطایی ها هم خودشان درعین اینکه می گویند خبری از غیب نیست، خودشان به نوعی معتقد به غیب هستند.اعتقاد به غیب برای انسان وجدانی است یا انسان تحولاتی که در درونش می بیند که منشا مادی ندارد یعنی منشا ماورایی و غیر مادی دارند مانند دل گرفتگی هایی که برای انسان عارض می شود یا نشاط هایی که برای انسان عارض می شود ولی این محل بحث بنده نیست
وقتی انسان می بیند که یک عالم غیبی وجود دارد احساس نیاز پیدا می کند به اینکه با این عالم ارتباط برقرار کند یعنیدر این عالم غیب چه می گذرد؟ ماورای این دنیای مادی چه خبر است؟ چه قوانینی وجود دارد؟ این یک سوال است و نیاز است و سوال جدی هم است. فرض کنید در یک خانه ای دارید زندگی می کنید که قسمت هایی از این خانه را قفل کرده و بسته اند و شما به آن دسترسی ندارید از آن قسمت ها گاه گاه صدایی می شنوید گاه گاه نوری از آن قسمت می بینید. شما میدانید که یک چیزی در این پشت است ولی نمی دانید که چیست. می دانید کسی است ولی نمی دانید که کیست. و می خواهید در این خانه زندگی کنید، به طور طبیعی حس کنجکاوی شما و حتی احساس خطر شما فعال می شود که آن قسمت چه خبر و چه کسی است هر لحظه ممکن است این درب باز شود و اتفاقی بیفتد.
انسان دوست دارد که از ماورای این عالم اطلاع پیدا کند از طرفی فطرت ما به ما می گوید که درعالم مادی، پایان زندگی، پایان زندگی به طور مطلق نیست، بلکه شروع زندگی در عالمی است که ما آن را نمی بینیم. انسان می خواهد از این ماورای عالم با خبر شوند. از عوامل تاثیر گذار غیبی در نظام زندگی دنیوی مان در حد احتمال می گویم شاید این عوامل در زندگی ما باشند که در خوشبختی ما در بدبختی ما و در سلامتی ما در مریضی ما تاثیر دارند. این عوامل غیبی چه چیزهایی است؟ این نیاز به ارتباط با عالم غیب یک نیاز رسمی و جدی برای انسان ها در تمام اعصار و در تمام قرون است
خدای بزرگ برای پاسخ به این نیاز انسان؛ رسولانی (پیامبرانی را) را می فرستد. یعنی کسانی از جانب خدا برای ما از عالم غیب خبر دهند. اگر رسول نبود ما اخبار رسمی قابل اعتماد از عالم غیب را نداشتیم. در این صورت ما انسان ها همه چیزمان را با این حواس ۵گانه درک می کردیم در نتیجه چیزهایی که ما آنها را درک نمی کردیم، باید آن ها را حدس می زدیم (الان عده ای ازمردم دنبال خیال بافند و خیال بافی می کنند و به جای اینکه دنبال انبیاء بروند برای ارتباط با غیب و خبر دار شدن از عالم غیب خیال بافی می کنند؛ این خیالات چقدر می تواند حجیت داشته باشد؟ و چقدر می تواند اعتبار داشته باشد؟ هر کسی می تواند یک نحوی خیال بافی داشته باشد و به شکلی او را توهم بزند این حجیت و اعتباری ندارد) خدا رسولان را فرستاد تا همه انسان ها از یک سرچشمه واحد (منبع علم الهی) خبر از غیب به بشر بگیرند؛ هم عوامل غیبی تاثیر گذار در زندگی مادی بشر و زندگی دنیوی او را به او گوشزد کنند و هم آن عالم غیبی که انسان به آن دسترسی ندارد و یک زمانی به آنجا منتقل می شود را برای بشر باز کند.
برای مطالعه باقی مطالب به آدرس tadabborquran.com مراجعه کنید
يادباد آن كه خرابات نشين بودم ومست